سلطان محمد مطربي سمرقندي
277
تذكرة الشعراء ( فارسي )
نقطهء دوم در ذكر شعرايى كه مؤلف ايشان را ديده ، ملازمت ننموده است . [ 67 ] چمنى يمنى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] چمنى ، يمنى است . به جهت مضمون حديث : « اطلبوا العلم و لو بالصّين « 1 » » به جهت تحصيل ، به فاخرهء بخارا آمده ، به درس حاشيهء مطالع قدوة العلما ، خواجه محمّد طاهر آخوند ، حاضر مىشد . چون آباء او در ولايت مذكور باغدار بودند ، بدانجهت « چمنى » تخلّص مىكرده . به لطيفهگويى شهرت داشت و شعرا را ، در مجالس به اين طريق ملزم مىساخت . روزى به مجلس مخدومى حسن خواجه نثارى ، آمد و خواست كه به لطيفهگويى ، بر مخدومى غالب آيد ، اصلا ميسّر نشد و حضرت مخدومى ، كتاب حصن حصينى داشتند كه در سفر و حضر ، آن را از خود جدا نمىساختند ؛ آن روز كتاب را ، در ميان خود خليده ، نشسته بودند ؛ يمنى چون آن را ديد ، گفت : مخدوما ! در ولايت ما چنان شايع است كه هركه كتاب را ، در ميان مىخلاند ، سبق او تعطيل مىشود ! مخدومى فرمودند كه : در ولايت ما عكس اين است ، هركه نمىخلاند تعطيل مىشود ! ! اهل مجلس مسرور گرديدند . ملّا يمنى طبع خوب داشت و اين مطلعش را ، بر ديوار مدرسهء مير عرب ، به قلم
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، 1 / 180 ؛ جامع الاسرار و منبع الانوار ، ص 494 ؛ مجمع البحرين ابرقوهى ، ص 321 .